عز الدين حسينى زنجانى

58

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى)

جابر براى انبيا و اوصيا پنج روح است : روح القدس ، روح ايمان ، روح حيات ، روح قوه و نيرو ، روح شهوت . جابر ! با روح القدس از آنچه در عرش تا آنچه در زمين است آگاهند . سپس فرمود : جابر ! آن چهار روح دچار دگرگونى مىشود مگر روح القدس كه هرگز به لهو و لعب نمىپردازد . « 1 » توضيح : چنانچه در محل خود ثابت شده وقتى نفْس به آخرين مرحلهء كمال عقلى و عملى نائل گرديد و براى رسيدن به مطلوب و مجهول از حركات و افكار بىنياز شد ، قدرت علمى و عملى وى متحد مىگردند ؛ علمش عمل و عملش علم مىشود . مانند علم و قدرت كه در مجرّدات نسبت به مادون خود چنين است . بدين سان نفس انسان همهء قوا و جوارح ، و عين بدن گشته و بدن هم عين نفس و ظل وحدت حقهء جمعيه الهيه - تعالى شأنه و تماجد عزه - مىگردد . رقَّ الزّجاجُ وَ رَقَّتِ الخَمْرُ * فَتَشَابَها فَتَشاكَلَ الأَمْرُ فَكأنّما خَمْرٌ وَلا قَدَحَ * وَ كَأنَّما قَدَحٌ وَلا خَمرَ از صفاى مى و لطافت جام * بهم آميخت رنگ جام و مدام همه جام است نيست گويى مى * يا مدام است نيست گويى جام در چنين مرتبه‌اى است كه انسان در مُلك و ملكوت تصرف كرده و همهء جهان تحت فرمان وى مىگردد . حكيم سبزوارى گويد : قوه و نفس آدمى تا به جايى مىرسد كه هيولاى اين جهان در فرمانش مىآيد كه آن را از صورتى درآورده و به صورت ديگر مبدل مىسازد . مثلًا هوا را منقلب مىنمايد و به خواست وى باران مىآيد و يا به اراده‌اش طوفان فرا مىرسد و يا تبه كار هلاك مىشود . خلاصه عنصر اين عالم در اطاعت از فرمان او مانند بدن شخص مىگردد و همهء اين جهان مانند بدن او و باذن الله روح كلى اين عالم مىگردد .

--> ( 1 ) . عن جابر عن أبىجعفر عليه السلام : قالَ : سألتُه عن علمِ العالم : فقالَ لي : يا جابرُ ، إنّ في الأنبياء و الأوصياء خمسة أرواح : روحُ القدس ، روحُ الإيمانِ ، روحُ الحياة ، و روحُ القوّةِ ، و روحُ الشهوة . فبروح القدس يا جابِرُ ! عَرفوا ما تحتَ العرشِ إلى ما تحتَ الثرى . ثم قال : يا جابر ! إنّ هذه الأربعةَ أرواح يُصيبها الحدثان إلّاالقدس ؛ فإنّها لاتَلهو و لا تَلعب . ( همان ، ص 272 ، ح 2 ، باب ما خصّوا عليهم السلام به من الأرواح ) .